سلام خدا جون
خدای مهربون من
خدا جونم امروز اومدم تا بابت اون همه الطافی که بهم عنایت کردی تشکر وقدر دانی کنم .
همون طور که در قران سفارش کردی که
مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم ومرا سپاس گذارید وناسپاسیم نکنید .
البته اگر من لایق این شکر گذاری باشم .یعنی الطافی که به من عنایت کردی اون طور که شایسته شکر وسپاسگذاری باشد شاکر درگاهت باشم .
دوست دارم با چند حدیث از ائمه معصومین (علیهم السلام) این سپاسگذاری رو زیبنده تر کنم .
امام علی (علیه السلام): شکر ، زیور توانگری است وشکیبایی ، زیور گرفتاری
میزان الحکمه .حدیث شماره ۳۳۲۱
امام علی (علیه السلام) نخستین چیزی که بر شما در قبال خداوند سبحان واجب است ، سپاسگزاری از نعمتهای او وفراهم آوردن موجبات خشنودی اوست .
میزان الحکمه حدیث شماره ۳۳۲۲
امام صادق (علیه السلام) :برای هر نَفَسی از نفسهایت شکری و بلکه هزار وبیشتر از هزار شکر بر تو واجب است .
میزان الحکمه حدیث شماره ۳۳۲۳
خدا جونم خدای مهربونم در این مدت از عمرم که میگذرد علاوه بر نعماتی که شامل حالم کردی گرفته از جسم وتن سالم پدر ومادر وخانواده خوب وغیره........که بی شمارست ، الطافی هم شامل حالم من گنهکار کردی که شاید لایق نبودم با اون گناهانی که از من سر زد.
یا ستار العیوب که خود میدانی گناهم چیست وچه بوده
که شرمنده روی توام خدای مهربونم .اما با بخشش وبزرگواریت با ستار العیوبیت گناهانم را پوشاندی وبخشیدی
خدای مهربونمممممممممممممممم
اول از همه قرار گفتن یک دوست .یک بزرگوار یک سید از اولاد پیغمبر که مطمئنم ایشون رو سر راه من قرار دادی تا بدینوسیله گوشزدی به من باشد وگناهان من را .........
که باعث شد با قرار دادن این سید بزرگوار .زندگی من از این رو به آن رو شود .چنان با صحبتهای دلنشینش از ائمه گفت از امام حسین گفت که عشق اهل بیت را بار دیگر در دل من زنده کرد .چنان از امام حسین گفت که عشق سفر کربلا چنان به سرم زد که بی قرار بودم وبی تاب وهنوز هستم 
اما باز لطفت ای خدای مهربونم چنان شامل حالم شد که خود نمیدانستم چگونه شامل حالم شد وچگونه سپاسگزار این لطفت باشم .فراهم کردن سفر کربلا اون هم با هزینه ای که خود فرستادی .اونهم دوبار
خدایا چگونه میتوانم این لطفت را فراموش کنم .
وباز لطفی که مجددا شامل حالم کردی از طریق این سید بزرگوار به جا اوردن فرائض دینی اونهم سر وقت وبه وقت فضیلت .که این خود جای بسی سپاس وشکر گزاری است .ممنونم خدای مهربونم 

که در این جا جا داره از این سید بزرگوار هم تشکر کنم .
همینطور از خانواده محترمش با آن هدیه گرانبهایی صحیفه حضرت فاطمه که من را صد چندان خوشحال کردند .که انشاءالله این روابط واین دوستی ها رو ز به روز افزون تر وسالم تر بماند .
چنان که
فرمودی : مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یشکُرِ الخالق
کسی که از مردم تشکر نکند خدا هم از او تشکر نکرده است .
بعد از آن قرار دادن اشخاص بزرگواری چون آقا جون که هنوز که هنوز هم هست .راهنمای خوبی برای من هست .ودختر عموی عزیزم که مرا تشویق به رفتن کلاسهای مذهبی ودینی کرد که این هم جای بسی شکر وسپاسگزاری است وقرار دادن این کلاسها با وجودی که در این مدت در شهر من برگزار نمیشد یا کمتر طوری که عموم نیشد از ان استفاده کنند .
این ها همه وسیله هایی بودند والطافی بودند که خدای مهربونم تو سر راه من قرار دادی تا من بدین وسیله به تو نزدیکتر شوم .میدانم که مرا دوست داری وبه حال خودم واگذارم نمیکنی 


ممنونتم خدای مهربونممممممممممممممممممممممممممممممممممم
البته در این بین خدای مهربون من دوستانی هم بودند که به طرق مختلف موجب اذیت وآزار وحتی .........من رو فراهم کردند .اما بازم ممنونتم خدا جونم که من را متوجه اشتباهاتم کردی که وقتی استمداد طلبیدم و کمک ویاری خواستم به یاریم آمدی .انها خواستند از صداقت وصمیمیت من سوء استفاده کنند .شاید هم وسیله ای بودند از طرق شیطان که من را .......غافل وگنهکار واز راه راست منحرف کنند .اما به یاری واستعانت شما وراهنمایی های اقا جون ودختر عموی عزیزم وسید بزرگوار که هیچ وقت لطفشان را فراموش نمیکنم .من را به حال خودم نگذاشتی .
خدا جونم به خاطر خودت عزیز به خاطر وان بخشش وبزرگی که به بنده هات داری وقتی که بنده هات گناه میکنند اونها رو میبخشی من گنهکار کی باشم که اگر بنده ای در حقم بدی کرده نبخشم
بنده هایی رو که یه جورایی من رو .........میبخشم به خاطر خودت خدای جونم به خاطر وان لطف وکرم وبخششت خدا جونم 
بازم ممنونتم خدای مهربونم 


وباز اومدم یه جورایی هم به حساب خودم برسم همون طوری که
پیامبر خدا (صله الله علیه واله ):
پیش از آن که مورد حسابرسی قرار گیرید ، خود به حساب نفستان برسید
وپیش از آنکه سنجیده شوید ،خود نفستان را در ترازوی سنجش بگذارید وبرای آن حسابرسی بزرگ آماده شوید .
میزان الحکمه حدیث شماره ۱۵۶۷
اول از همه در مورد واجب ترین واصلی ترین فریضه دینی وفروع دینم نماز
همون طور که فرمودی : بر نمازها ونماز میانه مواظبت کنید وخاضعانه برای خدا به پا خیزید .
پروردگارا مرا بر پا دارنده ی نماز قرار ده وفرزندان مرا نیز، پرودگارا دعای مرا بپذیر 
میزان الحکمه باب نماز .
خدای : من میخواهم راحت حرف دلم را بگویم نه اینکه بدانی بلکه خود از همه اعمال ورفتار من آگاهی وبا خبری .برای دل خودم میگویم ومینویسم وبرای اینکه هیچ وقت این لحظات را فراموش نکنم
خدای من شاید گاهی این نماز فریضه دینی نور چشم پیامبر نور چشم مومن را سبک میشمردم که باز از همین جا به خاطر این غفلتها از شما خدای بزرگو مهربون وبخشنده ام طلب استغفار کرده و میکنم
ومیدانم ومطمئنم که استغفارم را مورد قبول درگاهت قرار دادی . چون مدتی است که باز هم شاکرم به درگاهت این فریضه را به وقت ادا میکنم اما دوست دارم همون طور که در وقت فریضه لطفت را شامل حالم کردی در به جا آوردن با عشق وعلاقه وبا حضور قلب هم این لطفت را شامل حالم کنی .
یا اله العالمین
مورد بعدی که این روزها فکرم را مشغول کرده است .رضایت پدر ومادر هست .وحقی که از مردم بر گردن دارم
هر چند پدرم در این دنیا نیست که از ایشون رضایت بطلبم
اما خدواندا کمکم کن که توانسته باشم در مدتی که پدر عزیزم در قید حیات بودند توانسته باشم موجب رضایت ایشون رو فراهم کنم
اما باید وحتما سعی کنم که رضایت این عزیز را به دست آورم .
ناگفته نمونه چند وقت پیش ناخواسته دلش را شکستم .اام باز خدای مهروبنم حس میکنم چنان من را آگاه از این رفتار ناپسندم کردی که ..........
بله خدای مهربونم چند روزی بیمار شدم بدون اینکه بدانم این درد از کجا وچگونه آمده است .وقتی که این بیماری به شدت اوج خود رسید از خودم پرسیدم چه چیزی باعث این بیماری من شده چه گناهی از من گنهکار سر زده که این گونه بیمار شدم در حالی که سابقه این بمیاری نداشتم
بعد از مدتی فکر ، خدای من ، مرا متوجه اشتباهم ، گناهم کردی .دانستم که دل مادرم را شکستم 
اما خدای مهربونم بازم ممنونتم که ...........
با حلالیت طلبیدن از مادر عزیزم .آن بیماری چنان بر طرف شد که خود تعجب کردم ودانستم مشکل از کجا بوده
بازم ممنونتم خدای جونم قربونت برم خدای مهربونم که این طور این بنده گنهکار رو به حال خودش نذاشتی 

شکرت ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدای من هر چی فکر میکنم نمیدنام چه حقی از مردم بر گردنم هست .چه حقی خوردم که بتوانم آن را جبران کنم .
اما حقهایی که از طریق خواهر وبرادرانم بر گردنم هست .غیبتهایی که نا خواسته یا خواسته بر گردنم افتاده که در صدد تلاشم این حق را هم از گردنم ساقط کنم .با حلالیت طلبیدن .با استغفار کردن وبا اعمال وکارهای خوب انجام دادن به نیت آنها
خدایا کمکم کن در این راه هم موفق شوم
وخدایا توبه میکنم که دیگر غیبت نکنم .کمکم کن
چرا که همونطور که فرمودی : از یکدیگر غیبت نکنید ، ایا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده اش
را بخورد؟ آن را ناخوش دارید .{پس از خدا بترسید ، که خدا توبه پذیر مهربان است .}
میزان الحکمه باب غیبت .
خدا جونم وقتی که این همه نعمتهای خوب وخوشمزه در اختیارم قرار داده ای چرا گوشت مردار را ..........
میدونم خدا جون باز در این زمینه توبه ام را پذیرفته ای .بازم شاکرم به در گاهت .اخه وقتی در این زمینه کسی بخواد غیبتی کنه .چنان از این عمل تنفر دارم که یا از ان محل برخاسته یا تذکر میدهم .پس خدا جونم باز ممنوتم واعمال بد دیگه رو هم همینطور با حالت تنفر وانزجار بهمون نشون بده
خدا جونم بازم میام واعمالم رو مورد محاسبه قرار میدم

خدایا کمکم کن قبل از رفتنم از این دنیا بتوانم تمام اعمالم رو مورد محاسبه قرار بدم که با باری سبک ودستی پر وروی سفید به سوی تو آیم 

بسم رب الشهدا و الصديقين